چرا گاهی قلب ما کسی را انتخاب میکند که ذهنمان میداند برایمان مناسب نیست؟
شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد که وارد رابطهای شوید و از همان ابتدا نشانههایی ببینید که میگویند این فرد نمیتواند نیازهای عاطفی شما را برآورده کند. شاید به اندازه کافی توجه نمیکند، از صمیمیت فرار میکند، رفتارهای متناقض دارد یا حتی بارها باعث ناراحتی شما شده است.
با این حال، نهتنها نمیتوانید از او فاصله بگیرید، بلکه هرچه رابطه پیچیدهتر میشود، احساس میکنید وابستگیتان بیشتر شده است.
گاهی حتی با خودتان میگویید: «میدانم این آدم برای من مناسب نیست، اما نمیدانم چرا نمیتوانم رهایش کنم.»
واقعیت این است که انتخاب شریک عاطفی همیشه یک تصمیم کاملاً منطقی و آگاهانه نیست. تجربههای گذشته، سبک دلبستگی، باورهای عمیق درباره خودمان و دیگران و الگوهایی که از کودکی آموختهایم، میتوانند بر انتخابهای عاشقانه ما تأثیر بگذارند.
در رویکرد طرحوارهدرمانی، یکی از توضیحهای احتمالی برای این انتخابهای تکراری، فعال شدن طرحوارههای ناسازگار اولیه است.
اما طرحوارهها چگونه باعث میشوند جذب افرادی شویم که برایمان مناسب نیستند؟
طرحواره چیست و چه ارتباطی با روابط عاشقانه دارد؟
طرحوارهها الگوهای عمیق و نسبتاً پایداری از باورها، احساسات، خاطرات و برداشتهای ما هستند که معمولاً در دوران کودکی و نوجوانی شکل میگیرند.
این الگوها تحت تأثیر تجربههای خانوادگی، روابط اولیه و میزان پاسخگویی اطرافیان به نیازهای هیجانی ما ایجاد میشوند.
برای مثال، کودکی که بارها احساس کرده محبت والدینش غیرقابلپیشبینی است، ممکن است در بزرگسالی نسبت به نشانههای فاصله گرفتن شریک عاطفی حساستر باشد.
یا فردی که در کودکی احساس کرده نیازهای عاطفیاش اهمیت چندانی ندارند، ممکن است در بزرگسالی نیز روابطی را تحمل کند که در آن توجه و محبت کافی دریافت نمیکند.
نکته مهم این است که طرحوارهها سرنوشت ما را تعیین نمیکنند؛ بلکه میتوانند بر نحوه تفسیر رفتار دیگران، احساسات و انتخابهای ما تأثیر بگذارند.
گاهی آنچه برای ما آشناست، بهاشتباه احساس امنیت ایجاد میکند؛ حتی اگر در عمل به سلامت روان ما آسیب بزند.
۱. طرحواره رهاشدگی؛ چرا جذب آدمهای دور از دسترس میشویم؟
یکی از طرحوارههایی که میتواند در روابط عاطفی نقش مهمی داشته باشد، طرحواره رهاشدگی و بیثباتی است.
افرادی که این طرحواره در آنها فعال است، ممکن است ترس عمیقی از دست دادن افراد مهم زندگی خود داشته باشند.
این ترس گاهی باعث میشود بهشدت نسبت به تغییر رفتار شریک عاطفی حساس شوند.
فرض کنید با فردی وارد رابطه شدهاید که یک روز بسیار مهربان و صمیمی است، اما روز دیگر سرد و بیتفاوت رفتار میکند.
ممکن است بهجای اینکه این بیثباتی را نشانهای برای بررسی سلامت رابطه بدانید، بیشتر تلاش کنید توجه او را به دست بیاورید.
در چنین شرایطی، ذهن شما ممکن است درگیر این سؤال شود:
«چطور کاری کنم دوباره مثل قبل دوستم داشته باشد؟»
گاهی همین چرخه نزدیک شدن، فاصله گرفتن و تلاش برای بازگرداندن محبت، احساسات بسیار شدیدی ایجاد میکند.
اما شدت اضطراب و ترس از دست دادن، لزوماً نشانه عمق عشق نیست.
در بعضی موارد، فرد بیشتر از آنکه در حال تجربه صمیمیت سالم باشد، درگیر تلاش برای جلوگیری از رها شدن است.
۲. طرحواره محرومیت هیجانی؛ وقتی محبت کم برایمان آشناست
تصور کنید در خانوادهای بزرگ شدهاید که نیازهای مادی شما تأمین میشده، اما کمتر کسی درباره احساساتتان سؤال میکرده است.
شاید زمانی که ناراحت بودید، به شما گفتهاند: «چیزی نیست، حساس نباش.»
یا وقتی به محبت و توجه نیاز داشتید، پاسخ عاطفی مناسبی دریافت نکردهاید.
چنین تجربههایی ممکن است در شکلگیری طرحواره محرومیت هیجانی نقش داشته باشند.
فردی که این طرحواره را دارد، ممکن است در بزرگسالی انتظار داشته باشد دیگران نیازهای عاطفی او را بهخوبی درک نکنند یا به آنها پاسخ ندهند.
گاهی این افراد جذب شریک عاطفیای میشوند که از نظر احساسی چندان در دسترس نیست.
ممکن است ساعتها منتظر یک پیام بمانند، برای دریافت محبت تلاش کنند و به توجههای کوتاه و پراکنده دل ببندند.
نکته دردناک اینجاست که فرد ممکن است بهتدریج تصور کند عشق چیزی است که باید برای به دست آوردنش دائماً تلاش کرد.
درحالیکه در یک رابطه سالم، محبت و توجه نباید به پاداشی تبدیل شود که فقط پس از تلاشهای فرساینده دریافت میکنیم.
۳. طرحواره ایثار؛ چرا عاشق کسانی میشویم که باید نجاتشان بدهیم؟
بعضی افراد در روابط عاطفی بیشتر از آنکه نقش شریک داشته باشند، نقش نجاتدهنده را بر عهده میگیرند.
آنها جذب کسانی میشوند که مشکلات فراوانی دارند، از نظر عاطفی آسیب دیدهاند یا دائماً به حمایت نیاز دارند.
ممکن است با خودشان فکر کنند:
«اگر به اندازه کافی دوستش داشته باشم، بالاخره تغییر میکند.»
یا:
«هیچکس مثل من نمیتواند او را درک کند.»
یکی از الگوهایی که ممکن است پشت این رفتار قرار داشته باشد، طرحواره ایثار است.
افراد دارای این طرحواره معمولاً تمایل دارند نیازهای دیگران را بر نیازهای خود مقدم بدانند و ممکن است هنگام توجه به خواستههای شخصیشان احساس گناه کنند.
البته کمک کردن و حمایت از شریک عاطفی رفتارهایی سالم و ارزشمند هستند.
مشکل زمانی آغاز میشود که تمام رابطه حول مشکلات یک نفر شکل بگیرد و نیازهای نفر دیگر دائماً نادیده گرفته شوند.
عشق سالم به معنای مسئولیتپذیری کامل در قبال زندگی و احساسات طرف مقابل نیست.
شما میتوانید کسی را دوست داشته باشید، بدون اینکه مسئول نجات دادن او باشید.
۴. طرحواره نقص و شرم؛ وقتی باور نداریم لایق عشق سالم هستیم
یکی دیگر از طرحوارههایی که میتواند بر انتخاب شریک عاطفی تأثیر بگذارد، طرحواره نقص و شرم است.
فردی که این طرحواره در او فعال است، ممکن است در عمق وجودش احساس کند به اندازه کافی خوب، ارزشمند یا دوستداشتنی نیست.
این باور میتواند باعث شود رفتارهای نامناسب دیگران را بیش از حد تحمل کند.
برای مثال، اگر شریک عاطفیاش او را تحقیر کند یا توجه کافی نشان ندهد، ممکن است بهجای بررسی رفتار طرف مقابل، خودش را سرزنش کند.
«شاید من به اندازه کافی جذاب نیستم.»
«شاید اگر بهتر رفتار کنم، بیشتر دوستم داشته باشد.»
گاهی چنین فردی حتی در برابر محبت واقعی احساس ناراحتی میکند؛ زیرا این محبت با تصویری که از خودش دارد هماهنگ نیست.
در این شرایط، یکی از اهداف مهم درمان، بازسازی احساس ارزشمندی مستقل از تأیید دیگران است.
چرا رابطههای پرتنش گاهی جذابتر به نظر میرسند؟
یکی از پرسشهای مهم این است که چرا بعضی افراد رابطههای آرام را کسلکننده میدانند، اما در روابط پرتنش احساس هیجان شدیدی تجربه میکنند.
بخشی از پاسخ ممکن است به تفاوت میان هیجان، اضطراب و صمیمیت مربوط باشد.
وقتی رفتار شریک عاطفی غیرقابلپیشبینی است، ممکن است مدام منتظر دریافت محبت یا توجه او باشیم.
این انتظار و عدم قطعیت میتواند ذهن را بهشدت درگیر کند.
گاهی نیز توجه و محبت نامنظم باعث میشود لحظات صمیمیت ارزش هیجانی بیشتری پیدا کنند.
در روانشناسی یادگیری، تقویت متناوب میتواند به تداوم برخی رفتارها کمک کند؛ هرچند این سازوکار بهتنهایی نمیتواند پیچیدگی روابط عاشقانه را توضیح دهد.
در چنین شرایطی ممکن است فرد شدت درگیری ذهنی خود را با عمق عشق اشتباه بگیرد.
اما باید میان دو تجربه تفاوت قائل شویم:
عشق سالم میتواند هیجانانگیز باشد، اما برای عمیق بودن نیازی به اضطراب دائمی ندارد.
احساس امنیت، احترام متقابل و ثبات عاطفی نیز از ویژگیهای مهم یک رابطه رضایتبخش هستند.
آیا ما ناخودآگاه زخمهای کودکی را در روابط تکرار میکنیم؟
در طرحوارهدرمانی مفهومی وجود دارد که به آن تداوم یا تسلیم در برابر طرحواره گفته میشود.
در این الگو، فرد ممکن است وارد موقعیتهایی شود که باورهای قدیمی او را دوباره تأیید میکنند.
برای مثال، کسی که باور دارد «در نهایت همه مرا ترک میکنند»، ممکن است بارها جذب افرادی شود که تعهد یا ثبات عاطفی کافی ندارند.
یا فردی که باور دارد «نیازهای من مهم نیستند»، ممکن است در رابطهای بماند که خواستههایش نادیده گرفته میشوند.
البته این به معنای آن نیست که افراد آگاهانه به دنبال آسیب دیدن هستند.
بسیاری از این الگوها بدون آگاهی کامل اتفاق میافتند و عوامل دیگری مانند شرایط زندگی، ویژگیهای شخصیتی و رفتار واقعی شریک عاطفی نیز در آنها نقش دارند.
شناخت این الگوها کمک میکند بهجای سرزنش خود، انتخابهایمان را دقیقتر بررسی کنیم.
چگونه چرخه انتخاب آدمهای نامناسب را متوقف کنیم؟
اولین قدم، شناخت الگوهای تکراری است.
به روابط گذشته خود فکر کنید. آیا شباهتی میان افرادی که انتخاب کردهاید وجود دارد؟
آیا معمولاً جذب کسانی میشوید که از نظر عاطفی در دسترس نیستند؟
آیا در روابطتان بیشتر نقش مراقبتکننده دارید؟
آیا برای دریافت محبت مجبور میشوید دائماً ارزش خود را ثابت کنید؟
قدم دوم، توجه به تفاوت میان کشش عاطفی و سازگاری واقعی است.
ممکن است به فردی کشش شدیدی داشته باشید، اما ارزشها، نیازها و اهداف شما با یکدیگر هماهنگ نباشند.
برای ارزیابی یک رابطه، فقط به احساسات اولیه توجه نکنید. رفتارهای واقعی طرف مقابل، میزان مسئولیتپذیری، احترام به مرزها و توانایی گفتوگو درباره مشکلات را نیز بررسی کنید.
قدم سوم، یادگیری بیان نیازهای عاطفی است.
رابطه سالم زمانی شکل میگیرد که بتوانید خواستهها، نگرانیها و احساسات خود را بدون ترس دائمی از طرد شدن مطرح کنید.
در نهایت، اگر متوجه شدهاید الگوهای آسیبزای مشابهی در روابطتان تکرار میشوند، طرحوارهدرمانی میتواند به شناسایی و تغییر این الگوها کمک کند.
جمعبندی؛ آیا عشق را انتخاب میکنیم یا زخمهای قدیمیمان؟
گاهی فردی که بهشدت جذب او میشویم، الزاماً مناسبترین شریک عاطفی برای ما نیست.
ممکن است بعضی ویژگیهای او احساساتی آشنا را در ما فعال کنند؛ احساساتی که ریشه در تجربههای گذشته دارند.
طرحوارههای رهاشدگی، محرومیت هیجانی، ایثار و نقص و شرم میتوانند در شکلگیری و تداوم برخی الگوهای ناسالم رابطه نقش داشته باشند.
اما این موضوع به معنای محکوم بودن ما به تکرار گذشته نیست.
با افزایش خودآگاهی، شناخت نیازهای عاطفی، تقویت مرزهای شخصی و بررسی انتخابهای تکراری، میتوانیم روابط آگاهانهتری بسازیم.
قرار نیست هر کسی که قلبمان را به تپش میاندازد، انتخاب مناسبی برای زندگی ما باشد.
گاهی عشق سالم از جایی شروع میشود که یاد میگیریم میان هیجان ناشی از زخمهای قدیمی و صمیمیتی که با امنیت و احترام همراه است، تفاوت بگذاریم.
و شاید مهمترین پرسشی که باید از خودمان بپرسیم این باشد:
«من این فرد را به خاطر ویژگیهای واقعی و سازگاریاش انتخاب کردهام، یا به این دلیل که احساسی قدیمی و آشنا را در من زنده میکند؟»
اگر دلت میخواد طرحواره هات رو بشناسی میتونی از بخش پرسشنامه تست طرحواره رو انجام بدی و از مشاوره ی رایگان بررسی تست هم بهره مند بشی.