وقتی کودک و نوجوان مهاجر نمی‌خواهد به مدرسه برود؛ والدین چه کنند؟

شروع مدرسه در کشوری جدید، برای بسیاری از کودکان و نوجوانان مهاجر فقط ورود به یک کلاس تازه نیست؛ ورود به دنیایی است که زبان، دوستان، قوانین و حتی شیوه ارتباط معلم با دانش‌آموز در آن متفاوت است. فردی که در ایران با اعتمادبه‌نفس به مدرسه می‌رفت، ممکن است پس از مهاجرت صبح‌ها گریه کند، از دل‌درد شکایت داشته باشد یا بگوید «دیگر مدرسه نمی‌روم». این واکنش را نباید فوراً لجبازی یا بی‌علاقگی به درس دانست.

چرا این مقاومت شکل می‌گیرد؟

نفهمیدن صحبت‌های معلم، ترس از اشتباه حرف‌زدن، نداشتن دوست، دلتنگی برای همکلاسی‌های ایران و نگرانی از پذیرفته‌نشدن در جمع، می‌توانند مدرسه را به محیطی اضطراب‌آور تبدیل کنند. کودکان و نوجوانان ممکن است هم‌زمان با مهاجرت، فشار ناشی از تغییر خانه، دوری از بستگان یا نگرانی والدین را تجربه کنند. گاهی نیز زورگویی، تبعیض یا مشکلات یادگیری در پسِ امتناع از مدرسه قرار دارد و باید جدی بررسی شود.

این مشکل چه پیامدهایی دارد؟

نگرانی در هفته‌های نخستِ ورود به مدرسه جدید پدیده‌ای قابل‌انتظار است، اما با «امتناع از مدرسه» که با پریشانی شدید و اختلال در حضور همراه است، تفاوت دارد. اگر دشواری فرد طولانی شود، ممکن است به غیبت‌های مکرر، افت تحصیلی، انزوای اجتماعی و کاهش اعتمادبه‌نفس منجر شود. هرچه غیبت طولانی‌تر شود، بازگشت نیز معمولاً دشوارتر خواهد بود.

والدین چه کارهایی می‌توانند انجام دهند؟

پیش از مهاجرت یا در ابتدای آن، تمرکز جدی بر یادگیری زبان کشور مقصد داشته باشید. توانایی برقراری ارتباط با معلم، همکلاسی‌ها و مسئولان مدرسه، از اضطراب می‌کاهد و به کودک یا نوجوان کمک می‌کند نیازهایش را بیان کند. تمرین جمله‌های ساده برای معرفی خود، درخواست کمک، رفتن به سرویس بهداشتی، توضیح یک مشکل یا پیوستن به بازی می‌تواند بسیار مفید باشد. در صورت امکان، از کلاس زبان، برنامه‌های آموزشی مدرسه یا منابع مناسب سن او استفاده کنید و یادگیری زبان را به تجربه‌ای تدریجی و بدون فشار تبدیل کنید.

بهتر است پیش از شروع مدرسه، با هماهنگی معلم یا مسئول مدرسه، ابتدا او را با یک دوست مهاجر ایرانی یا مهاجری از کشورهای نزدیک به ایران آشنا کنید؛ کسی که تجربه‌ای مشابه داشته باشد و با محیط مدرسه آشنا باشد. این آشنایی می‌تواند با یک دیدار کوتاه در پارک، بازی مشترک یا فعالیتی موردعلاقه آغاز شود و پس از شروع کلاس ادامه یابد. داشتن چنین دوستی، به‌ویژه در روزهای اول، می‌تواند احساس نزدیکی و آشنایی بیشتری ایجاد کند و مدرسه را از محیطی کاملاً غریبه به جایی امن‌تر تبدیل سازد. در کنار آن، فرصت دوستی با کودکان و نوجوانان محلی و سایر همکلاسی‌ها را نیز فراهم کنید تا ارتباط اجتماعی او گسترده‌تر شود.

در خانه، به‌جای گفتن «تو باید قوی باشی» یا مقایسه عملکرد او با دوران تحصیلش در ایران، بپرسید: «کدام بخش روز برایت سخت‌تر بود؟» احساسش را بپذیرید و برای همان موقعیت، راه‌حلی کوچک پیدا کنید. تلاش برای سلام‌کردن، شرکت در بازی، استفاده از زبان جدید یا ماندن در کلاس را تشویق کنید؛ نه فقط نمره‌ها را. حفظ ارتباط با دوستان ایران و صحبت‌کردن به فارسی در خانه نیز می‌تواند به تداوم احساس هویت و امنیت کمک کند.

اگر گریه، دل‌درد، بی‌خوابی یا غیبت ادامه پیدا کرد یا او از آزار همکلاسی‌ها گفت، با مدرسه و یک متخصص سلامت روان کودک و نوجوان مشورت کنید. گاهی برنامه بازگشت تدریجی با همکاری مدرسه لازم است؛ فشار و تهدید به‌تنهایی مشکل را حل نمی‌کند.

برای بسیاری از کودکان و نوجوانان مهاجر، انگیزه حضور در مدرسه ابتدا از احساس تعلق و توانایی برقراری ارتباط شکل می‌گیرد و سپس زمینه یادگیری و پیشرفت را فراهم می‌کند.