طرحوارهها؛ چرا بعضی الگوها را بارها در زندگی تکرار میکنیم؟
طرحوارهها الگوهای عمیق ذهنی و هیجانی هستند که معمولاً در سالهای اولیه زندگی و تحت تأثیر تجربههای خانوادگی و نیازهای برآوردهنشده در روابط مهم شکل میگیرند، آنجا که ما روانشناس ها تاکید میکنیم که ریشه در کودکی دارد. این الگوها میتوانند بر اعتمادبهنفس، روابط عاطفی، انتخاب شریک، احساس ارزشمندی و نحوه برخورد ما با دیگران تأثیر بگذارند و ما را در یک فرکتال تکرار شونده گرفتار کنند. زمانی که برای فرار از رفتارهای آزاردهنده پدر ازدواج میکنی ولی در انتخاب همسر بصورت ناخودآگاه جذب فردی دقیقا مشابه پدرت شدی. یا بعد از جدایی از پارتنر سابق ات الان مجدد وارد یه رابطه مشابه شده ای که همان آسیب ها را به شیوه ای متفاوت مجدد تجربه میکنی.
اینجاست که در جلسات درمان فردی، با شناخت طرحواره های سازگار و ناسازگار اولیه، شیوه های تسلیم، جبران افراطی و اجتناب هایتان بر اساس موقعیت های برانگیزان، با تغییر از درون کم کم تغییرات مشهود را در خود و اطرافیانتان مشاهده میکنید چراکه الگوی پاسخدهی فرد در تعاملات بینفردی، میتواند رفتار متقابل اطرافیان و کیفیت رابطه را شکل دهد.
در تجربه بالینی، یکی از موضوعات مهم این است که بسیاری از افراد میدانند یک رفتار یا رابطه برایشان آسیبزاست، اما باز هم به شکلهای مختلف آن را تکرار میکنند. اینجاست که شناخت طرحوارههای ناسازگار اهمیت پیدا میکند؛ زیرا گاهی مسئله فقط «انتخاب اشتباه» نیست، بلکه الگویی عمیقتر در ذهن و هیجان فرد فعال شده است.
آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا همیشه جذب آدمهای مشابه میشوید، چرا از طرد شدن میترسید یا چرا در بعضی موقعیتها احساس میکنید دوباره همان تجربه قدیمی را زندگی میکنید؟ شناخت ذهنیت های طرحواره ای میتواند کمک کند نقشه روان تان را پیدا کنید و نقطه شروعی برای فهم این چرخهها و تغییر تدریجی آنها در مسیر رواندرمانی باشد.
ما در این مدل درمانی نهایتا قصد داریم تا با جایگزینی رفتارهای بزرگسال سالم با کودک آسیب پذیر بر روی پنج محور زیر متمرکز شده، از چرخه ذهنیت ها خارج و با خودآگاهی بیشتر از هیجانات ناکارآمد فاصله بگیریم.
۱-پذیرش خود و دیگران
۲-حل مساله خلاقانه
۳-جراتمندی بدون آسیب به دیگران
۴_مسئولیت پذیری و انتخاب
۵-تعادل وجودی و تعالی