بعضی افسردگیها سر و صدا ندارند. صاحبشان سر کار میرود، در جمع میخندد، حال بقیه را میپرسد — و خودش سالهاست جواب واقعی «چطوری؟» را به کسی نگفته است. در غربت این پنهانکاری راحتتر هم میشود: کسی تو را از قدیم نمیشناسد که تغییرت را ببیند.
نشانههایی که جدی بگیر
لذت نبردن از چیزهایی که قبلاً دوست داشتی؛ خستگیای که با خواب خوب نمیشود؛ احساس اینکه داری نقش بازی میکنی؛ و فکرِ «اگر نباشم هم فرقی نمیکند». این آخری را بهخصوص جدی بگیر و با یک متخصص در میان بگذار — همین امروز.
افسردگی درمان دارد و درمانش از حرف زدن شروع میشود؛ جایی که بالاخره نقش را زمین بگذاری. اگر سالهاست «خوبم» میگویی، اولین جملهی جلسهٔ اول میتواند همین باشد: «راستش، خوب نیستم.»